دوراهی قسمت هفتم
 نکشین منو 
چند روز ننوشتم 
برین ادامه
 مگی : شماکی هستین؟ 
ملودی :حملههههههههههههه
مگی تند تند میدوئه
مگی: هِن هِن هِن جیغغغغغغغغغغغغغغغغغ
ملودی: بیشتر نفس بکشین 
کلاریون: حمله کنیم؟
مگی: نه جان ننتون نهههههههههههه
اتاق بازجویی
جلسا: میخواین منو از کشورم تبعید کنید؟
سلنا: بلی
نگهبانان جلسارو زندان ببرین 
جلسا :بعدا  میفهمین برای آرندل مفید بوده 
سلنا: متاسفم جلسا نمیتونیم قانون سازمان و زیر پا بذاریم 
جلسا:…………… 
چند روز بعد 
آدریانا: جلسا متاسفانه تو تبعید شدی به یه کشور دیگه 
جلسا: آماده این اتفاق بودم 
بعد سوار کشتی میکنن
و اونو به یه جزیره دور میبرن 
مگی: رییس لطفا (الکی مثلا غرورش نمیذاشت گریه کنه) 
رییس: هیچ استثنایی نداره حتی بچه منم بود همینجوری میشد
مگی: اما این موضوع فرق داره 
میره به سمت در میگه: اون برادرزاده منه
و از در بیرون میره 
چند روز بعد جلسا به آرندل تبعید میشه بذار راحت ترش کنم اون آف میشه
جک: تو میدونی چی کار کردی جلسا ؟
السا: جلسا ازت انتظار نداشتم 
و گریه میکنه و به سمت اتاقش میره 
جک: فقط جلسا تو دیگه فامیلیت فراست نیست و از این خونه برو بیرون 
جلسا: باشه 
بر میگرده سمت در و با ناراحتی میگه 
من فقط به دنیا اومدم تا تحقیر بشم؟
جک یه نفس عمیق میکشه و چشمشو آروم میبنده 
جلسا تو خیابون بود و داشت راه میرفت 
مردم: هعی جک فراست عجب دختری تربیت کردی
جک: حرف دهنتو به فهم
مردم: هه تو برو بچه خودتو تربیت کن بعد بگو
جک: اون دیگه جزو خانواده ما حساب نمیشه 
ولی گفته باشم اگه حرفی درموردش بشنوم 
رحم نمیکنم 
السا رفته بود خرید 
السا: خانوم این لباس قیمتش چنده؟
فروشنده: برای شما فروشی نیست
السا خنده از لبش تبدیل به ناراحتی میشه و میره 
جلسا یه تیکه نون از جیبش در میاره و آروم آروم میخوره
_جلسا پاشو بیا خونه من 
جلسا سرشو بالا میبره و نگاه میکنه و برق تو چشماش جرقه میزنه 
جلسا: ع… . عمه؟
مگی: عمه نه جلسا مگی صدام کن 
جلسا دست مگی رو میگیره و با هم میرن خونه 
هه دختر خانوم تو از گروه ما اومدی بیرون 
جلسا: باشه به جهنم میام تا عابروتونو جلو مردم ببرم
چند روز بعد……………… .
برای بعدی هرچه قدر شد نظر بدین

موضوعات: دوراهی « تکمیل » ،
[ چهارشنبه 31 شهریور 1395 ] [ 06:25 ب.ظ ] [ ♥ Adriana♥queen of mozec♥ ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب