قسمت پنجم داستان غرورهای شکسته
قسمت پنجم
یک نکته گفتم اولش
برین ادامه...



(سلام بچه ها یه نکته ای برای داستانم بگم که قسمت قبل 4 تا اتاق گرفتن برای السا و جک.پیچ.آنا.یادم رفت بگم.بازم ممنون یادم انداختین.برین ادامه داستان)السا یه کم من من کرد که پیچ دستشو عین گداها برد به سمت السا:ملکه السا یه کمکی به این جوون ما بکنین.
السا خندید
جک:اهم اهم پیچ
؟
پیچ:احمق دارم به تو کمک میکنم روانی
!
السا بیشتر خندش گرفت:وای از دست شماها
!بله
جک خوشحال شد:قررررررررررر تو کمررررررررررررررررررم فرااااااااااااااااااوونه
نمیدونم کجا بریزززززززززززززززززززززم
پیچ:میبینین ملکه السا!اسکلی بیش نیست
!
السا::پیچ
؟
جک:بچه ها من برم آنا رو بیارم.
پیچ:قرات تموم شد
؟برو
جک:پیچ
؟رفتم
جک رفت و در اتاق آنا رو زد.
آنا:بله جک؟
جک:السا جواب بله رو داد.داریم جشن میگیریم.بیا
آنا:واقعا؟هووووووووووووووووووورا
!باشه لباس بپوشم.
آنا لباسشو پوشید و اومد.
جک:حالا یه چیز بگیریم.
پیچ:لازم نکرده.

جک:چرا؟
صدای در اتاق اومد.پیچ رفت باز کنه.اومد پیتزا دستش بود.
جک:تو پیتزا سفارش دادی
؟
پیچ:بلی

السا:خیلی ممنون پیچ.
پیچ:قابل نداره.
اونا شروع کردند به خوردنش و گفتند و خندیدند.
در آن سر دنیا بزرگترین خون آشام که خدای بدبختی بود چشمش دنبال زندگی دیگران بود.نامش لوکی بود.پسرش آمد و خبر ازدواج جک و السا را برای پدرش تعریف کرد.
لوکی:چی؟همش تقصر پیچه.عیب نداره.امشب اول حساب پیچو میرسیم بعد میریم سروقت اونا
پسرش پرواز کرد و اومد سمت هتل.
پیچ:بچه ها من خستم میرم بخوابم.
السا:حالا بمون دیگه.
پیچ:نه دیگه مرسی.شب به خیر.
السا و جک و آنا:شب به خیر.
پیچ رفت خوابید.اونا هم خوابیدند.که پسر لوکی اومد بالای سرپیچ.
پیچ اونو دید.یه کم ترسید و سعی کرد فرار کنه ولی
پسر لوکی مثل بختک روش نشسته بود.
پسر لوکی:به من نگاه کن پیچ!به من نگاه کن.ما لازم نیست تنها باشیم پیچ.در تمام طول زندگیت میخواستی یکی دوستت باشه.جک؟چرا من نه؟
پیچ:همین الان تنهام بزار.پس
پسر لوکی:خیلی خوب.میخوای تنها باشی؟باشه.ولی اول...
و پسر لوکی خنجرش رو درآورد و روی پوست پیچ میکشید.
پیچ  با فریاد:ولم کن.
پسر لوکی:نه.گفتی میخوای تنها باشی.من کابوس توام.
بعد از اینکه کار پسر لوکی تموم شد رفت.پیچ از درد میپیچید و کمک میخواست.اما چون بی حال بود صداش به کسی نمیرسید و فقط خون ازش میرفت.
ادامه دارد...
نظر فراموش نشه

[ چهارشنبه 27 مرداد 1395 ] [ 11:41 ق.ظ ] [ چلسی بلک ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب