من را فراموش نکن قسمت نهم
سلام:| داستانو آوردم بدون پوستر عکسش مشکل داره آپلود نمیشه:| برین ادامه

السا: خوب کلاسمون شروع شد
جک: اه باشه
داخل کلاس
استاد: سلام دانشجوهای عزیز امروز یه دانشجو جدید داریم 
... : سلام
السا وحشت زده بود یکی مثل خودش ولی رنگ موهاش فرق داره 
...: من الیسا هستم
السا رنگش پریده بود و مثل گچ سفید شده بود
اون خیلی باهوش بود حتی جای السا رو هم گرفته بود
نمره السا: ۱۲
نمره الیسا: ۲۰
فردای اون روز همه با تمسخر السا رو میدیدن 
ولی بازم اون زیبایی که قبلا داشت رو دیگه نداشت ولی الیسا هر روز قشنگ تر میشد 
همه طرف الیسا بودن حتی جک هم اینجوری بود
السا با گریه به سمت خوابگاه رفت 
بعد چند ساعت 
صدای در شنید
درو باز کرد و الیسا رو دید
الیاس جذابیت خاصی داشت 
الیسا: سلام
السا: چیه؟؟؟
الیسا: میخوای مثل من دوباره طرفدار داشته باشی؟؟؟
السا: من جذابیت خودمو داشتم ولی تو با اومدنت به این دانشگاه همه چی رو ازم گرفتی
الیسا: من متاسفم:( ولی من میخواستم در مورد همین موضوع باهات صحبت کنم 
السا: چه روزی و چه ساعتی؟؟؟
الیسا: همین امروز ساعت ۶ اتاق ۳۶۵
السا: باشه
* ساعت ۶ در اتاق الیسا* 
الیسا: .....

[ پنجشنبه 21 مرداد 1395 ] [ 09:46 ب.ظ ] [ ♥ Adriana♥queen of mozec♥ ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب