داستان صلح نامه قسمت15
http://8pic.ir/images/yj5obqtu67tpz34a3hfu.jpg

داستان از دیدگاه جک فراست:

از اتاق زدم بیرون...هم اینکه دیگه حرفی برای گفتن داشتم...نه صبری...برای دیدن اون هانس عوضی...البته تقصیر السا بود...اون دست هانسو گرفت...نه...تقصیر هانس بود که این قدر رگ غیرتش الکی باد می کنه!نخیر!اصلا تقصیر منه که اونا رو به این مراسم احضار روح دعوت کردم!

یه دونه با کف دستم محکم زدم توی سرم که این افکار چرت و پرت از سرم بپرن...اگه یکم دیگه از این فکر ها می کردم قطعا می رفتم هانسو می کشتم و هم السا و هم خودمو راحت می کردم...بهتر بود می رفتم و می گشتم دنبال یه مدیوم...

-----

با پری کوچولو ها سلام کردم...پرسیدم:ببینم پری دندون کجاست؟

همه به کتاب خونه اشاره کردن...به اون سمت رفتم...پری رو دیدم که به یه قفسه تکیه داده بود و یه عالمه کتاب دورشو گرفته بودن...با خنده و تعجب رفتم سمتش...به کتابا اشاره کردم و گفتم:تو داری چیکار می کنی تو این شلوغ بازار؟

خندید و گفت:سلام...منم خوبم...ممنون که پرسیدی!

خندیدم و گفتم:باشه سلام...نگفتی...داری چیکار می کنی؟

پوفی کشید...دستی به گردنش کشید و گفت:وای!مردم جک مردم!

-چرا؟

نزدیک به دو ساعته فقط دارم می گردم ببینم می تونم مدیومی گیر بیارم یا نه!

-ای بابا...هنوز نتونستی؟

-نه...دارم توی بیوگرافی همه ی انیمیشن ها رو می گردم...

-می گم...اون پیرزنه توی انیمیشن دلیر خوبه؟

-حتی حرفشم نزن!یادت رفته چه بلایی سر ملکه الینور اومد؟

خندیدم و گفتم:آره...و بعد ادای غرش خرس رو در آوردم...

پری خندید وگفت:دقیقا به خاطر همینه که می گم اون خوب نیست...

دستی به چونه ام کشیدم و گفتم:اون ساحر توی انیمیشن پوکوهانتس...اون چطوره؟

- خوبه ولی...خودت هم می دونی...رابطه ی سرخ پوست ها با افرادی مثل ما زیاد خوب نیست...

-اون جادوگر توی انیمشن خرس برادر چطور؟

-اتفاقا باهاش حرف زدم...ولی قبول نکرد...گفت که اینکار خطرناک تر از اون چیزیه که فکرشو میکنیم...

خندیدم و گفتم:نظرت راجع به گارگامل چیه؟

پری از خنده پوکید...گفت:آره...اتفاقا اون دماغ گنده از همه گزینه ی بهتریه!

بعد هر دو خندیدیم...گفتم:ببین...توی اینمیشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم...

-خب؟

-اونجا کسی نیست که کمکمون کنه؟

-امم...خب...شخصیت اصلی اون انیمیشن یه پسر به اسم هیکاپه...که هیکاپ بیشتر با اختراعات و دنیای واقعی سر و کار داره...فکر نمی کنم اونجا بتونیم مدیومی پیدا کنیم...

هر دو در فکر فرو رفتیم...یهو پری گفت:آهان!یافتم!

-کسیو پیدا کردی؟

-آره...اون ترول هایی که توی انیمیشن یخ زده زندگی می کنن...

-همون سنگ ها رو می گی؟

-آره...

-خوبه...

-ولی تا اونجایی که من می دونم و توی این کتابا خوندم...ترول ها از مخفیگاهشون بیرون نمیان...باید مراسم احضار روح پیش خودشون انجام بشه...

-باشه...من می رم و این قضیه رو با آنا و السا در میون می زارم...

-نه جک...نرو...

با تعجب گفتم:چرا؟چیزی شده؟

با اخم گفت:خجالت نمی کشی دوساعته دارم به خاطر راه انداختن کار تو توی این ماسماسکا دنبال مدیوم می گردم...گردنم داغون شده...بعد می خوای بزاری بری؟

خندیدم و گفتم:خب اعلا حضرتا می خوان بنده چیکار بکنم؟

-آها این شد!قربون دستت بیا این گردن بیچاره ی منو یه ماساژ بده!

-چی؟عمرا!

-اون وقت برای چی؟تو که همیشه این کارو می کنی...

-ببین پری...اوضاع فرق کرده...من الان دیگه...چجوری بگم...من السا رو می خوام...برای همین تا جایی که امکان داره باید از دخترای دیگه دوری کنم...حتی از تو...می فهمی که...

پری اول یکم هنگ کرد...بعد گفت:یعنی می خوای رابطه تو با من قطع کنی؟

-اوه نه!اشتباه برداشت نکن...ما همیشه دوست می مونیم...ولی دیگه نمی تونیم دست همو بگیریم...هم دیگه رو بغل کنیم...و از این جور چیزا...

پری با سر تایید کرد و گفت:باشه...اگه فقط در همین حده اشکال نداره...ولی خرخره تو می جووم اگه به خاطر اون دختره ی بی انعطاف دیگه جواب سلامم رو هم ندی ها!

با تعجب گفتم:چی؟بی انعطاف؟

-آره دیگه...تو اوایل السا رو این جوری صدا می کردی دیگه...یادت رفته؟

با اخم با مزه ای گفتم:پری می کشمت اگه بهش بگی!

خندید و گفت:در کمال احترام بهت می گم جک فراست...تو هیچ شکری نمی تونی بخوری!

خندیدم و گفتم:حیف که همین الان بهت گفتم رابطه مونو کم کنیم...وگرنه حالیت می کردم جک فراست کیه!

-می تونی همین الانم حالیم کنی ها!

-نه دیگه...ما شرط بستیم...

پری خندید و گفت:باشه...پس برو تا زودتر به السا و آنا بگی...

از پری خداحافظی کردم و دوباره به سمت آرندل به راه افتادم...این چند روز همش عین توپ پینگ پونگ از آرندل می رفتم به مخفیگاه پری...از اونجا برمی گشتم آرندل...دیگه رسما شده بودم یه در به در!

ادامه دارد...

امیدوارم لذت برده باشید...

[ پنجشنبه 21 مرداد 1395 ] [ 01:46 ب.ظ ] [ ***هدیه *** ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب