داستان من را فراموش نکن قسمت هفتم
برین ادامه

صبح:
آنا: پیس پیس السا پاشو باید بریم دانشگاه 
السا: شما برید بعدا میام
آنا: السا نذار که ........
راپونزل: السا پاشو دیگه من صبحونه کوکی درست کردم
آنا: تو به غیر کوکی هیچ هنری نداری؟؟؟
راپونزل: چرا دارم از فردا یه چیز دیگه درست میکنم وایستا ببینمنیمرو چطوره؟؟؟؟؟
آنا: وای چه خوب شد
^______________________________________________^
توی دانشگاه
استاد : سلام میخوام نماینده هارو عوض کنم 
مریدا : پس من دیگه نماینده نیستم؟؟؟
استاد : نه من میخوام **** نماینده بکنم 
****: ممنونم استاد میتونم جاهارو عوض کنم؟؟؟؟
استاد: بله میتونی
**** : خوب لوسی تو برو پیش مریدا 
السا تو بیا پیش من نه نه نه آلیس تو بیا پیش من السا تو برو پیش آنا و راپونزل  سوفی تو بیا پیش من
من: هههههههه مرده شور جا عوض کردنشو ببرم
راوی: خفه شو دیگه بذار داستانو بگم
من: باشه
راوی: کلاس منفجر میشه با جا عوض کردن این پسره 
بعد دانشگاه
راپونزل : چطوره بریم کافی شاپ؟؟؟
آنا السا آفرینننن
و بعد......
 فهش ندیدن این کرم وجودم بود
امروز میذارم

[ دوشنبه 18 مرداد 1395 ] [ 05:12 ب.ظ ] [ ♥ Adriana♥queen of mozec♥ ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب