قسمت اول عشق بی پایان
اینم از قسمت اول

داستان در ادامه مطلبhttp://uupload.ir/files/qh15_2kq4_6ac30f0548c0077fdf32365e8f6caa0c.jpg


همونطور که گفته بودم السا در پارک یه پسر موسفید مبینه و در نگاه اول عاشق میشه

السا به اون پسر خیره شده بود 

از اینجا به بعد السا راوی داستان


به اون پسر خیره شده بودم چقدر جذاب و خوشتیپ بود دوتا پسر دیگه از این ور و اون ورش اومدن نمیدونم چی شد که کیریستوف اومد و گفت

سلام جک سلام سلام هیک سلام یوجین

فهمیدم اسم اون پسر جکه همینطور محو نگاهش بودم که یهو راپنزل اومدو گفت از اشنایی باشماخوشبختم

از کیریستوف پرسیدم که این اقایون رو میشناسی کیریستوف در جواب بهم گفت اره اینا بهترین دوستام هستن . خلاصه ما باهم تا شب حرف زدیمو

تولدمو باهم حشن گرفتیم خیلی خوش گذشت رفتیم خونه

انا- السا السا بیا اینجا کارت دارم

-چیه انا چیشده چرا داد میذنی این وقت شب

-اخه السا فردا باید بریم دانشگاه اونم بهترین دانشگاه توی ارندل

-اوف انا فقط واسه همین منو از خواب ناز دور کردی خسته نباشید اینو که خودمم میدونستم

-اوف السا اوف تو منو میکشی

فردا شد رفتیم دانشگاه کیریستوف و راپنزل و مریدا هم اونجا واستاده بودن انا رفت پیشه کیریستوف و بچه ها 

منم یه دور سرمو چرخوندمو به طور اتفاقی دوباره بااون پسر[جک] چشم تو چشم شدمو ...


خب دیگه تنون شد 

امید وارم خوشتون اومده باشه واسه بعدی

10 نطر 

[ یکشنبه 3 مرداد 1395 ] [ 01:54 ب.ظ ] [ الینا ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب